مکاتبه با استاد زبان انگلیسی
خوشا درس زبان و واژه هایش خوشا هم صحبت و درد آشنایش
خوشا آنکس که با ایز و ام و آر گرفته خو و گردیده گرفتار
ولی روی سخن با مرد طماع به آنکس که زبان را کرد ابداع
اگر دستم رسد بر چرخ گردون کشم او را زعمق خاک بیرون
زنم بر گوش او یک دانه سیلی که گرددگونه هایش رنگ نیلی
سپس گویم که ای مرد حسابی بیا و ده سوالم را جوابی
چرا با کار خود بیچاره کردی زهرچه هست ونیست آواره کردی
بیارم در زبان ا ر نمره ی بد دو تایت می کنم ازعرض و ازقد
خلاصه عرصه بدجوری شده تنگ اگر لطفی کند دکتر شباهنگ
به مادانشجویان دهدیک نمره هفت برایش کوفته تبریزی کنم پخت
چراغ شعرت ای اکبر درخشید خطا ار گفته ام استاد ببخشید